
گفتم و گفتی فانوس هست تا دانشگاه هست...
من رفتم ؛ تو رفتی ...
دانشگاه تعطیل نشد!
دانشگاه هست و فانوس ماند!
فانوس ماندنی بود...رفتنی ما بودیم
فانوس فرصت بود ...راه بود ....مسیر بود
مقصد نبود وقتي غصههايمان كوچكتر ازقلم هایمان ميشد،
فانوس عشق بود
وقتي احساس کردیم
نداشتن ها بيشتر از سهممان است و صبرمان بيشتر از نداشته هایمان؛
فانوس بهانه ماوا بود
تکیه به حمایت همدیگر در پناه نور کوچکش که بعدها قد کشید
ماوایی برای وقتي که اميدها ته ميكشید
وقتي طاقتمان طاق ميشود و تحملمان تمام...
....ایمان دارم روزی بر این باور خواهید رسید که
فانوس همه چیزمان بود حتی وقتی تحریریه اش از هم دور شدند و نامهربان
خوشحالم که حضورتحریریه سابق را در وبلاگ "فانوس " می یابم. هرچند که برای انتقاد باشد!
وبلاگی که هیچ گاه دستی ...حرفی و سخن گرمی یاریش نکرد!!!
+
نوشته شده در ساعت توسط اهالی تحریریه
|